ما آگاهيم كه راي دادن به افراد شايسته تر، هر چند نسبي، زمينه تحولات را آسوده تر مي كند. تكيه و اصل كلام ما اين است. نبايد جهت رسيدن به مقصد، به جاي استفاده از يك راه صاف، مجبور به بالا رفتن و عبور از كوه شده و سرما و سختي آنرا تحمل كنيم.
تعطيل كردن روزنامه ها و مجلات و تحت فشار گذاردن بلاگر ها، كه در واقع اكسيژن آزادي هستند را نبايد ناديده گرفت. بايستي به هر نحوي كه ممكن است از افزايش اختناق عمومي بر اقليت ها، اصناف و كارگران، جلوگيري نمائيم. همگي مي دانيم كه اگر آقاي معين و يا آقاي كروبي انتخاب شده بودند، اوضاع اين چنين نمي بود.
يك حركت منفي فقط بر يك حكومت مثبت تائيرگذار است. نفي حركتي منفي، آنرا تقويت مي كند، كه متاسفانه بسياري آگاهانه به اينكار دست مي زنند چرا كه مي دانند، اوضاع وخيم تر و اختناق شديدتر خواهد شد.
براي خاموش كردن اين آتش خانمان سوز (جمهوري اسلامي)، نياز به آب داريم یا مواد شيميايي آتش خفه كن. اگر شما به دليل عصبانيت، نااميدي و نارضايتي به جاي آب يك سطل نفت روي آتش بريزيد، تنها به آتش، فرصت رشد و توسعه داده ايد. ما با هر منطقي سعي مي كنيم به موافقان تحريم انتخابات نشان دهيم كه درون سطلي كه در دستشان است، نفت است، با ياس، نااميدي، عصبانيت و فرياد هاي معترضانه مواجه مي شويم. بعضي به اميد خانمانسوزي و جنگ و بعضي به اميد محو شدن اين خواب شوم، هستند. در نتیجه تصمیم گرفتیم جوابگوی اصولی باشیم که اساس تعهد شما به تحریم رأی است.
«1»
موافقان تحريم راي معتقدند اگر راي بدهند، بر اين حكومت استبدادي، مهر تائيد زده اند و حكومت قادر است از آن به عنوان تبليغات استفاده كند.
آنچه بيان شد، كاملا منطقي و صحيح است اما چون نسبي است، كافي نبوده و تصوير كاملي ارائه نمي كند. يك حكومت استبدادي با اينكه به نمايش حضور عموم، علاقه مند است، اما اين علاقه را تا زماني دارد كه به اساس و اصول حركتش تهديد و لطمه اي وارد نگردد. در ضمن استبداد به اين معناست كه با ديگران در گردش امور شريك نمي شود، در نتيجه همواره به دنبال پياده كردن اعتقاد خويش در مورد اساس و اصول اداره حكومت است و به اين ترتيب حضور ديگران اهميت ثانوي پيدا مي كند. براي شما كه تحريم را چاره ساز مي پنداريد، مهم است كه به اين موضوع با آگاهي بيشتري توجه كنيد.
ديكتاتوري بمانند يك زندان مي ماند كه اكثريت در آن زنداني و اقليت زندان بان هستند. ديكتاتوري بطور كامل با دمكراسي كه آزادي را ترويج و تبليغ كرده و حكومت اكثريت با در نظر گرفتن حقوق اقليت مي باشد، در تضاد است. ولايت فقيه نوعي ديكتاتوري و زندان است و تفاوت آن با اكثر ديكتاتوري هاي ديگر، در تعدد و عمق و ريشه ي رواني معتقدين است.
جريان برپائی این زندان در ايران به علت تعدد اشتباهات و باور داشتن رهبري نبوده، به اطراف خود بنگريد، تمام همسايگان در غرب و شرق و جنوب حكومت اسلامي دارند. تركيه در كنار ارتشی كه الگوي آن آرمان هاي آتاتورك است، بواسطه ي احزاب اسلامي اداره مي شود. افغانستان كه فقط بواسطه حضور نيروهاي ناتو و آمريكا نجات يافته و محافظت مي شود، رئيس جمهوري عبا به دوش دارد و احكام شريعت را در قانون اساسي خود گنجانده است. پاكستان اسلامي چگونه در مقابل وهابي های وحشی و جنایتکارمقاومت خواهند كرد. اشغال عراق توسط آمريكا باعث تولد كشور اسلامي ديگري شده است. در جنوب عراق زير چشم انگليسي ها زنان با حجاب را به علت بي حجابي به طرز فجيعي به قتل مي رسانند.
برخاستن پاپ اصولگرا، طرفدار نهضت همبستگي، از لهستان؛ مبارزه ي موفقيت آميز مجاهدين در افغانستان عليه ابر قدرتي چون شوروي و نامه امام خميني به گرباچف كه در آن پايان عمر شوروي پيش بيني شده بود را، چگونه بايد تحليل كرد؛ بايستي سطح و عمق نگرش خود را تقويت كنيم، به اطراف خود بنگريد، شناخت و آگاهي از حريف، الزامي و حياتي است. آيا شما كارگردان اين صحنه را كه در آن بدون اختيار مشغول به ايفاي نقش خود هستيد، مي شناسيد؟ تصور مي كنيد اختيارات جمهوري اسلامي در چه حدي و چگونه است؟ آيا در همان ميزاني است كه شاه داشت؟
هيچ حكومت مستبدي كه بكار گمارده شده باشد و نوكر شرايط باشد، پايدار نخواهد ماند. تنها عدم فعاليت ملت به آنها امكان طولاني شدن حكومت را مي دهد، اين فعاليت، بايد غير واكنشي باشد و هم باعث مهيا شدن شرايط و هم موجب تحول، هر چند بتدریج.
به اين معني كه راي دادن وزنه ي سنگين تر و مهم تري در مقابل تائيد نكردن حكومت است. عادت مشارکت و ممارست در دومکراسی موجب ايجاد فعاليت مي شود، فرياد مخالفت بلندتر شده و به نيروئي براي بهره برداري از تضاد داخلي حكومت مبدل مي شود و با بهره از انسان هاي شايسته تر و اتحاد، موجب سقوط دولتي مي شود كه از آن ناراضي هستيد.
«2»
بسياري از مخالفان معتقدند اتحاد ملي نمايش قدرت نيروي مخالف و توانمندي آن براي انعكاس يكپارچه و يك صداي مخالفت است.
شكي در ارزش پيامد اتحاد مخالفان بواسطه تحريم راي نيست، اما ثمره ي آن چيست؟ و تا كنون موجب چه تغييري شده است؟ آيا حكومت عقب نشيني كرده است؟ آيا باعث يك حركت زنجيره اي شده است؟ گام بعدي چيست؟
جمعيت حاضر در روز 22 بهمن، در نماز جمعه ها، در هر شهر و شهرستان، سياهي لشكري را كه لازم دارند، برايشان فراهم مي كند. آيا اين اتحاد ملي مي تواند باعث تحريم نماز جمعه نيز بشود؟ آيا مي تواند مشت محكمي بر سينه ي اين حكومت باشد؟
آيا تاكنون باعث شكل گيري تجمعات گوناگون اعتراض آميز مخالفين شده است. ميليون ها انسان كه در زمان هر انتخاباتي مي توانند در خيابان ها، فرياد مخالفت را به نحوي منعكس كرده و به حضور يافتن عادت كنند و امكانات تشكيلاتي، انجمن ها و احزاب را به وجود آورند، در يك اتحاد قوي و منفي محو شده اند و هيچ گونه ثمره اي جز فرياد هاي بلند بمانند ياسين در گوش حكومت نداشته اند.
«3»
بعضي از مخالفين اعتقاد دارند با شركت نكردن ملت در انتخابات، شانس اصول گرايان و قشري ها براي انتخاب شدن، بسيار بيشتر مي شود.بعلت عدم توانايي و نبود امكانات عقلاني جهت مديريت مسائل داخلي و خارجي اوضاع به قدري بد و مصيبت بار خواهد شد كه موجب جنگي ديگر و يا انقلاب خواهد شد.
این گروه تنها کسانی هستند که از تحریم رأی برای هدفی استفاده میکنند. امکان وجود جنگ تقویت میشود و فلاکت و بدبختی ملت بیشتر که شاید منجر به انقلاب شود و شاید نشود.