در جستجو

من رأی میدهم

March 2008 - پستها

  • ایرانیان آزاده

    ما بشدت با مبارزه مسلحانه و کسانی که آنرا ترویج میدهند مخالفیم. چون عاقبت آن همیشه دیکتاتور مسلح دیگری ایست که آزادگان را به دار میکشد و هدف قرار میدهد..، تاریخ را به شهادت میگیریم. ولی با بسیاری از گفته های این ایرانی عزیز موافقیم. منجمله اشاعه انواع فعالیت ها و دولت فدرال قوی

    من رأی میدهم.

     

    توجه بفرمائید
    سی سال است که آخوندها  ملت ایران رادر دنیائی که خود بوجود آورنده  آن هستند و این دنیای آخوندی  جز تاریکی  و جهل و جهالت  ، دروغ و گناه ، چیز خاصی نیست ، به حبس کشانیده .  آخوند های تشنه قدرت و دور از اخلاق انسانی و اجتماعی  با نام دین و سو استفاده از احساسات مردم خداپرست ایران ، انقلاب ایرانیها را به سرقت بردند . و بهترین فرزندان و آزاد اندیشان کشور را به جوخه های اعدام  سپردند
    هموطنان عزیز ، امروز این رژیم از سر تا پا دروغ درپی چاره ای است که چگونه سی سال دیگر  را تضمین کند و بر سر قدرت بنشینید
    آری در اوایل انقلاب  این گروه مفت خور  فکر نمیکردند که بر سر قدرت دوام بیاورند اما امروز سی سال از برپائی این حکومت میگذرد
    فرهنگ کشور ما را به فرهنگ جنگ  ، کینه  و نفرت از زیبائی ها  تبدیل کرده اند و روز بروز  این فرهنگ آخوندیسم  توسعه میدهند و این فرهنگ را با گذشت زمان با سرعت و شدت بیشتر  به مردم تحمیل میکنند تا جائی که اگر سی سال دیگراین حکومت  ادامه پیدا کند چیزی از فرهنگ ایرانی بجا نخواهد ماند و جهل و جهالت و خفقان با شدت بسیار بدتراز امروز   بر ایران حاکم میشود
    آری شاید بگوئید که ما از اینها  با خبریم و الان چه کار بکنیم ؟
    بله تلاش این آخوندها اینست که تخت قدرت را در دست داشته باشند و چه در داخل و چه در خارج برای خود موقعیتی بو جود آورند که جهانیان نیز آنان را قبول کنند
    آیا میدانید اکثر دانشجویانی که از ایران به خارج میایند فرزندان کدام گروه هستند ؟
    شاید بیشتر از 90 درصد فرزندان همین آخوند ها و پاسدارانشان هستند  و اینها با این روش میخواهند در محافل علمی خود را توسط فرزندانشان جای دهند
    آیا میدانید بیشتر تجاری که از ایران برای عهد قرار داد ها میآیند از چه کسانی هستند ؟
    بله باز از طایفه آخونده ها ( خواهشمندم  اگر قبول ندارید به تاریخچه شرکتهای جدید التاسیس  نگاه کنید
    اما وظیفه ما چیست ؟
    وظیفه ما اینست که
    تمایز دین از آخوند و احترام  کامل به دین را همواره حفظ کنیم و در محافل دینی رفته و آنها را نگذاریم که جهل و جهالت را به خرد مردم بدهند  (متاسفانه در 3 دهه اخیر ، برخی از سیاستمداران  در دام  وزارت اطلا عات افتاده و تماما در جهت  خطی که از طرف وزارت اطلا عات  داده میشود که  در نهایت با امواجی از نفرت مردمی  روبرو است قرار گرفته اند بدون اینکه خود در مورد آن اطلاعی داشته باشند
    مثلا ، در چند دهه اخیر وزارت اطلا عات ایران  با پرداخت مبالقی به دلالان خود باعث شده اند که به ساحت مقدس پیامبر بی احترامی شده و انرا به عوامل سیاسی های ضد آخوند نسبت داده اند و در این میان با سو استفاده از احساسات دینی مردم  ، احساسات مردم را نسبت به سیاسیون بر انگیخته اند و سیاسیون ایرانی را کافر جلو داد ه اند
    تا انجا که هر ایرانی میتواند باید چهره پلید این آخوند ها را افشا کند که چگونه نسب بدین و وطن بی غیرت هستند
    در خارج از کشور جنایت آنان راافشا  نمائید
    عوامل سرکوب را شناسائی و به اشد مجازات برسانید. اگر در این راه کسی کشته شود باید بداند که قهرمان وطن است
    اعلان مرتب  و برپائی اعتصابات  در سطح کل کشور
    در هنگام تظاهراتها  خود را مسلح به سلاحهای گرم و سر کرده ودر تظاهراتها عوامل مشکوک را بازرسی بدنی کرده  و بدانها اعتماد نکید و نگذارید آنها همراهیتان کنند.و به نیرو های رژیم بصورت مسلحانه حمله کنید
    عوامل آخوند ها را در تمام نقاط جهان افشا کنید و اسامی آنان  را با ذکر اسناد در اختیار مبارزان ایرانی قرار دهید
    به تلویزونها  و رادیوهای خارج کشور و حتی برخی  سایتها اسم و مشخصات خود را صحیح اعلان نکنید
    در تظاهراتهائی که به  دین اسلام  توهین ، و به غارت  وخسارت اموال مردمی کشاند شود عاملین را از مردم جدا کنید
    شعار نویسی را ترویج  دهید
    توجه به حقوق خلقهای در بند ایران را که به زبان و فرهنگنشان  در دوران حکومتهای شاه و آخوند  توجه نشده ودر اسارت فرهنگی  قرار گرفته حتما مد نظر قرار دهید  و عواملی را که  بدانها بی احترامی میکنند از مبارزات ملی تردد کنید
    به تحرکات بیگانگان و اخبار آنان به هیجوجه توجه نکنید زیرا منافع برخی از کشور های خارجی  در گرو آخوندها خوابیده
    فدرالیسم  تنها راه نجات ایران است  و محور اصلی حرکت ملت ایران خواهد بود در غیر اینصورت ایران به سرنوشت کشور یوگسلاوی دچار خواهد شد
    سرود های ملی و محلی را جایگزین ناله های آخوندی قرار دهید که بسیار خوشایند خداوندگار است

     

    پست شده در Mar 25 2008, 06:28 PM توسط Admin با no comments
  • انتخابات یا تف سربالای حکومت

    انتخابات ایران تنها انتخاباتی ایست که در آن تقلب تکلیف قشری شرعی حکومت است.

    انتخابات ایران تنها انتخاباتی ایست که رأی دهنده شانس شناخت نماینده را ندارد چون شورای نکهبان تبهکار تبلیغات انتخابتی و شناخت نمایندگان را غیر ممکن ساخته است

    انتخابات ایران تنها انتخاباتی ایست که شورای نگهبان بزهکار نام نماینده تائید شده از طرف خود را شب پیش از انتخابات حذف میکند. چون قانون در جمهوری اسلامی بر خلاف عموم کشور های جهان هر لحظه میتواند شکل متفاوتی داشته باشد. چون قوانین ارائه شده که در راس آن ولایت وفقیه قرار گرفته معتقد به حقوق ملت با عنوان مقلد است. مقلد به مانند میمون نه متفکر به مانند انسان.

    انتخابات ایران تنها انتخاباتی ایست  که اگر نماینده بر حسب وظیفه خود عمل کند وبر حسب طبیعت انسان بودن! و شورا ها پرس وجو کند و بنفع ملت از دولت بازجوئی نماید و طلب انجام وظیفه دولت بنماید حتما توسط شورای نکهبان مفتضح از انتخابات حذف میشود..

    انتخابات ایران تنها انتخاباتی ایست که اروپائی ها، آمریکائی ها، روسها، عموم ایرانیان خارج از کشور، ملی مذهبی ها ، اصلاحگرایان  و 70% از ملت  معتقدند که نمایشی ایست و پیشنویس شده. با این وجود دولت  آقای احمدی نژاد با کمک بی شرمانه شورای نگهبان در آن تقلب واضح میکنند و سخنگویان دولت  وقیحانه همه را مشتبه می نامند

    انتخابات ایران تنها انتخاباتی ایست که از اعلام تدریجی آراء چون از تقلب جلوگیری میکند ، خودداری میکند..

    انتخابات ایران تنها انتخاباتی ایست که از حظور ناظران بین الملل می هراسد و ناظران داخلی را حین شمردن رأی از حوزه ها بیرون میکنند..

    انتخابات ایران تنها انتخاباتی ایست که با وجود آمار ارئه شده تمام خبرگزاری های بزرگ جهان از عدم شرکت ملت در انتخابات ، بیشرمانه آمار ساخته شده ارائه میدهد.

    ما تمام کوشش خود را کردیم که به شما خواننده گرامی و ملت ایران نشان دهیم انتخابات را میتوان به یک چهارشنبه سوری بزرگ تبدیل کرد. میتوان تجربه یاسوج، فریاد و حضور معترض خود را با مشت های گره خورده  را در تمام شهرستانها بلاخص تهران به رخ دولت کشید. امیدواریم با اندیشه بیشتر بتوانید این صحنه را در آینده از آن خود بدانید و از آن به عنوان محیطی بسیار مناسب برای تحول و اعتراض استفاده کنید

    تجمع چند هزار نفر در یاسوج در اعتراض به نتایج انتخابات

    با درود
    گروه من رأی میدهم

    پست شده در Mar 21 2008, 08:15 AM توسط Admin با 25 comment(s)
  • چرا تحریم رأی اشتباه است

    ما آگاهيم كه راي دادن به افراد شايسته تر، هر چند نسبي، زمينه تحولات را آسوده تر مي كند. تكيه و اصل كلام ما اين است. نبايد جهت رسيدن به مقصد، به جاي استفاده از يك راه صاف، مجبور به بالا رفتن و عبور از كوه شده و سرما و سختي آنرا تحمل كنيم.
    تعطيل كردن روزنامه ها و مجلات و تحت فشار گذاردن بلاگر ها، كه در واقع اكسيژن آزادي هستند را نبايد ناديده گرفت. بايستي به هر نحوي كه ممكن است از افزايش اختناق عمومي بر اقليت ها، اصناف و كارگران، جلوگيري نمائيم. همگي مي دانيم كه اگر آقاي معين و يا آقاي كروبي انتخاب شده بودند، اوضاع اين چنين نمي بود.
    يك حركت منفي فقط بر يك حكومت مثبت تائيرگذار است. نفي حركتي منفي، آنرا تقويت مي كند، كه متاسفانه بسياري آگاهانه به اينكار دست مي زنند چرا كه مي دانند، اوضاع وخيم تر و اختناق شديدتر خواهد شد.
    براي خاموش كردن اين آتش خانمان سوز (جمهوري اسلامي)، نياز به آب داريم یا مواد شيميايي آتش خفه كن. اگر شما به دليل عصبانيت، نااميدي و نارضايتي به جاي آب يك سطل نفت روي آتش بريزيد، تنها به آتش، فرصت رشد و توسعه داده ايد. ما با هر منطقي سعي مي كنيم به موافقان تحريم انتخابات نشان دهيم كه درون سطلي كه در دستشان است، نفت است، با ياس، نااميدي، عصبانيت و فرياد هاي معترضانه مواجه مي شويم. بعضي به اميد خانمانسوزي و جنگ و بعضي به اميد محو شدن اين خواب شوم، هستند. در نتیجه تصمیم گرفتیم جوابگوی اصولی باشیم که اساس تعهد شما به تحریم رأی است.

    «1»
     موافقان تحريم راي معتقدند اگر راي بدهند، بر اين حكومت استبدادي، مهر تائيد زده اند و حكومت قادر است از آن به عنوان تبليغات استفاده كند.

    آنچه بيان شد، كاملا منطقي و صحيح است اما چون نسبي است، كافي نبوده و تصوير كاملي ارائه نمي كند. يك حكومت استبدادي با اينكه به نمايش حضور عموم، علاقه مند است، اما اين علاقه را تا زماني دارد كه به اساس و اصول حركتش تهديد و لطمه اي وارد نگردد. در ضمن استبداد به اين معناست كه با ديگران در گردش امور شريك نمي شود، در نتيجه همواره به دنبال پياده كردن اعتقاد خويش در مورد اساس و اصول اداره حكومت است و به اين ترتيب حضور ديگران اهميت ثانوي پيدا مي كند. براي شما كه تحريم را چاره ساز مي پنداريد، مهم است كه به اين موضوع با آگاهي بيشتري توجه كنيد.

    ديكتاتوري بمانند يك زندان مي ماند كه اكثريت در آن زنداني و اقليت زندان بان هستند. ديكتاتوري بطور كامل با دمكراسي كه آزادي را ترويج و تبليغ كرده و حكومت اكثريت با در نظر گرفتن حقوق اقليت مي باشد، در تضاد است. ولايت فقيه نوعي ديكتاتوري و زندان است و تفاوت آن با اكثر ديكتاتوري هاي ديگر، در تعدد و عمق و ريشه ي رواني معتقدين است.
     جريان برپائی این زندان در ايران به علت تعدد اشتباهات و باور داشتن رهبري نبوده، به اطراف خود بنگريد، تمام همسايگان در غرب و شرق و جنوب حكومت اسلامي دارند. تركيه در كنار ارتشی كه الگوي آن آرمان هاي آتاتورك است، بواسطه ي احزاب اسلامي اداره مي شود. افغانستان كه فقط بواسطه حضور نيروهاي ناتو و آمريكا نجات يافته و محافظت مي شود، رئيس جمهوري عبا به دوش دارد و احكام شريعت را در قانون اساسي خود گنجانده است. پاكستان اسلامي چگونه در مقابل وهابي های وحشی و جنایتکارمقاومت خواهند كرد. اشغال عراق توسط آمريكا باعث تولد كشور اسلامي ديگري شده است. در جنوب عراق زير چشم انگليسي ها زنان با حجاب را به علت بي حجابي به طرز فجيعي به قتل مي رسانند.
    برخاستن پاپ اصولگرا، طرفدار نهضت همبستگي، از لهستان؛ مبارزه ي موفقيت آميز مجاهدين در افغانستان عليه ابر قدرتي چون شوروي و نامه امام خميني به گرباچف كه در آن پايان عمر شوروي پيش بيني شده بود را، چگونه بايد تحليل كرد؛ بايستي سطح و عمق نگرش خود را تقويت كنيم، به اطراف خود بنگريد، شناخت و آگاهي از حريف، الزامي و حياتي است. آيا شما كارگردان اين صحنه را كه در آن بدون اختيار مشغول به ايفاي نقش خود هستيد، مي شناسيد؟ تصور مي كنيد اختيارات جمهوري اسلامي در چه حدي و چگونه است؟ آيا در همان ميزاني است كه شاه داشت؟
    هيچ حكومت مستبدي كه بكار گمارده شده باشد و نوكر شرايط باشد، پايدار نخواهد ماند. تنها عدم فعاليت ملت به آنها امكان طولاني شدن حكومت را مي دهد، اين فعاليت، بايد غير واكنشي باشد و هم باعث مهيا شدن شرايط و هم موجب تحول، هر چند بتدریج.
    به اين معني كه راي دادن وزنه ي سنگين تر و مهم تري در مقابل تائيد نكردن حكومت است. عادت مشارکت و ممارست در دومکراسی موجب ايجاد فعاليت مي شود، فرياد مخالفت بلندتر شده و به نيروئي براي بهره برداري از تضاد داخلي حكومت مبدل مي شود و با بهره از انسان هاي شايسته تر و اتحاد، موجب سقوط دولتي مي شود كه از آن ناراضي هستيد.

    «2»
     بسياري از مخالفان معتقدند اتحاد ملي نمايش قدرت نيروي مخالف و توانمندي آن براي انعكاس يكپارچه و يك صداي مخالفت است.
    شكي در ارزش پيامد اتحاد مخالفان بواسطه تحريم راي نيست، اما ثمره ي آن چيست؟ و تا كنون موجب چه تغييري شده است؟ آيا حكومت عقب نشيني كرده است؟ آيا باعث يك حركت زنجيره اي شده است؟ گام بعدي چيست؟
    جمعيت حاضر در روز 22 بهمن، در نماز جمعه ها، در هر شهر و شهرستان، سياهي لشكري را كه لازم دارند، برايشان فراهم مي كند. آيا اين اتحاد ملي مي تواند باعث تحريم نماز جمعه نيز بشود؟ آيا مي تواند مشت محكمي بر سينه ي اين حكومت باشد؟
    آيا تاكنون باعث شكل گيري تجمعات گوناگون اعتراض آميز مخالفين شده است. ميليون ها انسان كه در زمان هر انتخاباتي مي توانند در خيابان ها، فرياد مخالفت را به نحوي منعكس كرده و به حضور يافتن عادت كنند و امكانات تشكيلاتي، انجمن ها و احزاب را به وجود آورند، در يك اتحاد قوي و منفي محو شده اند و هيچ گونه ثمره اي جز فرياد هاي بلند بمانند ياسين در گوش حكومت نداشته اند.

    «3»
    بعضي از مخالفين اعتقاد دارند با شركت نكردن ملت در انتخابات، شانس اصول گرايان و قشري ها براي انتخاب شدن، بسيار بيشتر مي شود.بعلت عدم توانايي و نبود امكانات عقلاني جهت مديريت مسائل داخلي و خارجي اوضاع به قدري بد و مصيبت بار خواهد شد كه موجب جنگي ديگر و يا انقلاب خواهد شد.
    این گروه تنها کسانی هستند که از تحریم رأی برای هدفی استفاده میکنند. امکان وجود جنگ تقویت میشود و فلاکت و بدبختی ملت بیشتر که شاید منجر به انقلاب شود و شاید نشود.


     
    پست شده در Mar 05 2008, 07:39 PM توسط Admin با 38 comment(s)
  • باید در انتخابات شرکت کرد

    مبارزه عليه جمهوري اسلامي نبايد به محلي براي تجربه هاي استراتژيك گوناگون تبديل شود، تحريم انتخابات يك سرپيچي و نا فرماني است، اعتراض مناسب يك جامعه مدني، متمدن و مناسب حكومتي است كه حرف حساب بفهمد، نه براي جمهوري اسلامي كه نه مدنيت دارد و نه تمدن و دمكراسي جهاني را هيپوكراسي مي خواند.
    برنامه هاي مبارزاتي بايد آينده نگر بوده و نتيجه آن بايستي بررسي و پي آمد مورد نظر را داشته باشد. ما همواره بايد به سوي پيشرفت اهداف ملي خود گام بر داريم، هر چند كوتاه.
    بايد تمام مبارزات و تبليغات خود را با شناخت كامل از جمهوري اسلامي انجام دهيم. استفاده از پادزهر عليه ويروسي كه در مقابل آن تكامل و مقاومت پيدا كرده است، تنها ويروس را تقويت مي كند. استفاده نادرست از پادزهر، خود مي تواند بحران ايجاد كند.

    ما بايد بدون عصبانيت و دور از احساسات رنجيدگی و آزردگی ، به اساس و تشكيلات سازماني جمهوري اسلامي و تاريخچه و چگونگي تدوين آن بپردازيم، اساس و پايه، سلسله مراتب شبكه ها و مراكز ارتباطي، اعضاء، انواع اعضاء، نوع فعاليت آن ها، وابستگي و غيره. هنگاميكه كه فهميديم با چه كسي طرفيم، آن زمان قادر خواهيم بود برنامه كار را پيشنهاد و تبليغ كنيم. بطور مثال بايد تاثير تبليغ دين در روان عموم را بررسي كرد تا بتوان از آن در خط مبارزه ملي استفاده كرد. بايد واقف بود كه حب وطن در اكثر ايرانيان حتي اصولگرايان كاملا آشكار است.

    پيشنهاد ما استفاده از هر ابزار و استراتژي است كه بتواند باعث گردهمائي و اعتراض عمومي شود. هيچگاه موقعيتي كه در آن امكان حضور گسترده عام مي باشد، نبايد از دست داد. مسئله بايد نحوه بهره وري از آن موقعيت باشد تا دفع و نفي آن. همواره بايد زمينه هايي را ايجاد كرد كه اعتراض و مبارزه ملت در آن آشكارتر و پر حضورتر است، بويژه زماني كه تمام رسانه هاي بين المللي، منطقه اي و داخلي حضوري گسترده دارند.

    تمايل و گرايش به تغيير و تحول در دوران ظلمات اروپا و شكوفايي رنسانس مي تواند آموزنده باشد.عامل اصلي، حضور و اعتراض توده مردم نبود، بلكه فشار حلقه هاي دروني كليسا و اعضاي سازماني آن بودند كه ديگر تحمل بيرحمي، ظلم و ستمگري و جنايات كليسا را به نام خدا نداشتند.فروپاشي دروني در مورد عموم تشكيلات افراطي واقعيت دارد. چه كمونيسم چه فاشيسم و چه مذهبي تندرو.

    تعادل از عناصر مهم حيات است، افراط ضد توازن بوده و در نتيجه ضد انساني است، اعتدال و ميانه روي، همرنگ توازن است و با روحيه انسان سازش دارد.هر سيستمي كه تعادل نداشته باشد، دير يا زود محكوم يه فنا است. ما مي توانيم با مبارزات خود به عامل تغييرات سرعت ببخشيم و شكل آينده سيستم را توسط عوامل و ابزاري كه در دست داريم، آنگونه كه مي خواهيم تغيير دهيم.

    تحريم انتخابات، كوته فكري است، كه ناشي از عدم شناخت حريف مي باشد. حكومت آقاي احمدي نژاد بعد از شكست در انتخابات شوراهاي شهر و روستا دست به تغيير استانداران، فرمانداران و مديران استان ها در تمام سطوح زد و مديريت انتخابات را در وزارت كشور كاملا در اختيار گرفتند.

    اكثر نمايندگان اصلاح طلب توسط هيئت هاي نظارت استان ها و فرمانداري ها، پیش از رسيدن به شوراي نگهبان، رد صلاحيت شدند. اعضاء گماشته شده در اين هيئت ها از طرف استاندارها و فرماندارهايي منصوب شده اند كه خود از همدستان منصوبي آقاي احمدي نژاد هستند. علت رد شدن اين افراد، داشتن پرونده هاي سياسي و يا به اندازه كافي مسلمان نبودن، ذكر شده است.

    دولت و حكومتي كه با طرفداران پر و پا قرص خود، كه شامل بسياري از مديران حكومت و نمايندگان فعلي و قبلي مجلس هستند، چنين رفتاري دارد را چگونه مي توان با تحريم انتخاب تحت تاثير قرار داد.تحريم انتخابات براي آنها فرصتي است كه رسيدن به هدف را برايشان آسان مي كند. تحريم انتخابات بمانند باز گذاشتن در براي دزدي است كه بايد از ديوار بالا برود. ديواري كه ملت با حضور خود مي توانند آنرا پايدار و بلند كرده و از آن نگهباني كنند هر چند به تدریج.

    ملت مي توانند با جبهه گيري، موجب تقويت اين تضاد داخلي شده و با طرفداري از شخصيت هاي ملي، مذهبي و اصلاح گرايان باعث ايجاد زمينه هايي شوند كه موجب رنسانس جديدي شود.شما مي توانيد حداقل با راي خود، نقشه و خيالات واهي و خام رئيس جمهور و همراهانش را باطل كنيد. آنها تنها به علايق خود و چپاول اموال ملي توجه دارند. به هر شكلي كه ممكن باشد، چه از طريق حذف غيرقانوني ديگران و چه از طريق عدم شركت ملت در انتخابات.

    مي دانيم كه حتي در ميان نمايندگان پذيرفته شده نيز، مي توان شخصيت هايي را يافت كه دلسوزتر بوده و متعهد به علائق ملي هستند تا ايدئولوژي افراطي. در صورتيكه جمعي درون اين سيستم خواستند با مطرح و تصويب لايحه اي، شكنجه زندانيان سياسي را غير قانوني كند، ما آنها را تقويت و به آنها راي مي دهيم، در صورتيكه برابري زن و مرد را در حقوق اجتماعي، سياسي و مالي پيشنهاد كردند يا اگر پيشنهاد ادغام شوراي نگهبان را دادند، و یا متعهدانه به رفاه اقتصادی ملت پرداختند ما سعي مي كنيم همه را به راي دادن به ايشان تشويق كنيم. براي ما فرقي نمي كند كه ريش دارند يا نه، عمامه به سر دارند يا با كراوات هستند.

    ما بايد به علت تاريخ اجتماعي، سياسي و روان اجتماعي خود، از سيستم هايي كه زمينه ديكتاتوري دارند، دوري كنيم.مملكت نه به سلسله اي متعلق است و نه نياز به ولايتچي دارد. سيستم هاي سياسي افراطي هيچگاه براي اكثريت راه حلي موفق ايجاد نمي كنند و هميشه محور عملكردي ايدئولوژيك و پر شعار خواهند بود كه مطلقا كاربردهاي دمکراتیک، اجتماعي و اقتصادي ندارند. چه كمونيست، چه فاشيست وچه اصولگراي مذهبي. همراهي با هرگونه رهنمودي كه پيشنهاد مبارزه مسلحانه ميدهد بمانند همكاري با قشری جنايتكار، براي دستيابي به آزادي و رفاه اقتصادي، است.. منتظر ديگران و سياست هاي بين الملل نشستن فقط به علت خامي ما خواهد بود زيرا تحولی كه نگهبان علايق ملت است فقط در درون ملت هاي آگاه و فعال بر مي خيزد.

    آنچه كه نماينده حقيقت و حق است در طي زمان واضح و محقق مي شود و آنچه كه باطل است محو. ما اگر دست روي دست بگذاريم و هيچ فعاليتي نكنيم، جمهوري اسلامي در هر صورت مجبور به تغيير و تحول است و به هيچ وجه در شكل فعلي قادر به اداره موفق امور نخواهد بود. ما بايد به اين تحول سرعت ببخشيم و با حضور و ايستادگي، در هر فرصتي در صحنه ايي كه رسانه هاي داخلي و بين المللي حضور فعالي دارد، حضور عمومي، فعال و كلان خود را به نمايش گذاشته و اعتراض و اعتصاب كنيم.

    از 47 تا 50 ميليون راي دهنده 22 ميليون راي ندادند. 10 ميليون ديگر هم بسيار از اوضاع اقتصادي و وضعيت افتضاحي كه دولت باعث آن شده، بسيار ناراضي هستند. تخمين زده شده است كه جمهوري اسلامي بين 5% تا 10% غالبا در شهرستان ها طرفدار دارد.توجه كنيد كه حضور 40 ميليون نا راضي و معترض در عموم انتخابات، چه پيامدي خواهد داشت. از قلم خود بمانند یک اسلحه استفاده کنید و به آگاهی دیگران به پردازید. . تحقق آرزوهاي شخصي و ملي فقط با حضور فعال ممكن است نه با غيبت

    نظرات باید در انتخابات شرکت کرد حتماً مطالعه کنید. 

    موضع من رأی میدهم


    پست شده در Mar 04 2008, 09:15 AM توسط ISVEditor با no comments
پست هاي بيشتر
ويرايش و تنظيم توسط شركت ديتا نت